قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3053

تاريخ الفي ( فارسى )

فى الحال از مجلس برخاست و با كنيزك صحبت داشت و بيرون آمد . اهل مجلس بسيار متعجّب مانده بودند كه آيا سبب اين چه تواند بود كه بندگان امير زين الدّين باوجود آنكه در شبستان او چندين كنيز تواند بود كه اين شايستهء خدمت ايشان نتواند بود به مجرّد اينكه چشمش بر اين كنيزك افتاد ، به صحبت او ميل نمود . و هنوز ياران در اين حكايت و تعجّب بودند ، كه امير زين الدّين على غسل كرده بيرون آمد و روى به ياران خود كرده گفت : « اى ياران ! منشأ اين امرى كه از من به ظهور رسيده هيچ مىدانيد چه بود ؟ » ياران گفتند كه « ما نيز در تعجّب اين بوديم و با يكديگر همين حكايت مىگفتيم . امّا هيچ وجهى معقول نيافتيم . » امير زين الدّين على گفت كه « سبب اين عجلت و شتاب من آن بود كه قبل از اين به چند سال كه امير شهيد ، يعنى امير عماد الدّين اتابك ، اوّل نوبت فتح مدينه رها كرد و مردم شروع در نهب و غارت آن نمودند و هركس آنچه مىيافت متصرّف مىشد ، مرا چون ميل به زنان بيشتر است و تعريف حسن زنان ارامنه شنيده بودم ، در مقام آن شدم كه از زنان ارمنيه زنى كه به حليهء جمال آراسته باشد به دست آيد . اتّفاقا همين كنيزك كه الحال ملك نور الدّين براى من فرستاد ، در آن‌وقت به دست من افتاد . و من چون وى را ديدم بسيار محبّت پيدا كردم و ميل او در دل من قرار گرفت . امّا هنوز دست به او نرسانيده بودم كه امير شهيد منادى فرمود كه « هركه از شهر رها چيزى يا اسيرى گرفته باشد بايد كه در ساعت بازگرداند و توقّف جايز ندارد كه موجب سياست او و عبرت ديگران خواهد شد . » و چون از اين منادى به گوش من رسيد ، از بس‌كه از امير شهيد و سياستش وهم و هراس داشتم ، فى الحال ، اين كنيزك را رها كردم . امّا از آن زمان هميشه خاطر من به وى متعلق بود و اكثر اوقات فكرها مىكردم كه آيا تواند بود كه باز آن كنيزك به دست من بيفتد . اتّفاقا الحال چون نظر من بر وى افتاد ، او را شناختم . بنابراين ، از ترس اينكه مبادا حادثه‌اى روى نمايد كه باز اين نعمت غير متوقّع ، فلك از دست من بربايد ، بىتوقف از ميان شما برخاسته ( به مفاد « بخورش پيش از آنكه بستانند ) « 1 » به آرزوى چندين سالهء خود رسيدم . بايد كه ياران من را در اين باب معذور فرمايند ، كه قلم تكليف از عشّاق مرفوع است چنانچه از مجانين . » پس حاضران مجلس از حسن اتّفاق آن تعجّب‌ها نمودند و آن را محض اقبال و قوّت طالع امير زين الدّين حمل نمودند . و فى الواقع جاى تعجّب دارد . و از جمله وقايع اين سال آنكه عبد المؤمن از جزيرهء اندلس آنچه داخل بلاد اسلام بود متصرّف شد . و سبب لشكر فرستادن عبد المؤمن به جزيرهء اندلس آن بود كه در وقتى كه عبد المؤمن مراكش را در محاصره داشت ، جمعى از اكابر و اعيان جزيرهء اندلس مثل ابو جعفر

--> ( 1 ) . مطلب بين ( ) از اضافات « ش » است .